تبليغاتX
AMUSED TO DEATH

 

لرزیده ام !

 

این روزها مکرر؛ لرزیده ام .

" سکوت ثانیه ها همیشه را که بغض کرد ،می شکند "

در دنیای مجازی ، مجاز واقعیت می شود و واقعیت فعلیت حال و حال نفس هایی کهنه را اسیر می کندو تو لبخند می زنی ، در همان بیکرانه های افق .

 

نه ! نه ! بگذار برای من تو همان سکوت ٰ انوشه ٰ ی همیشه باشی –

باز هم لبخند می زنی و سختی زمان و شیدایی جان ، مجاز را واقعیت تصویر می کند .تا بلند بگویم : سلام ... سلام بر شما ...

 

قرار است دست خط من دست از انتزاع بر دارد . قرار است بهترین خبر این روز ها بی خبری باشد .

اما انگار نمی شود ، انگار رباب کوچک من قصد ندارد ، نه ! نه که این رعشه های تار را آرام کند .( حتی با دیازپام 10 – نگارنده می خندد )

... و آرام ، آرام

بغض های فرو خشکیده گردابه های زمین

خاکستر های مدفونٍ سپری شده زمان

دلتنگی های نابٍ تلگراف های نیامده

رگان خون چشمان من می شوند

و

سد های همیشه ، هیچ !

و – خون می چکد --

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 16:10 توسط ایشا |

 

 

فقط فرد می تواند داوری کند که آیا به راستی در وسوسه است یا شهسوار ایمان است.

 

 

...

و حرفی دیگر :

 

( وضعیت )

نویسنده و کارگردان: پیام عزیزی

بازیگران:

رضا یونس فرد
مصطفی عباسی

نمایش برگزیده و منتخب در جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

از 12 مرداد ماه
5.30 عصر
تهران – خیابان 16 آذر – تالار مولوی

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 13:11 توسط ایشا |