به" کا "ی عزیزم
هی رفیق قسمتی از روحت و با خودم برده ام . حواست هست ؟ انگاری هنوز نمی خوای باور کنی . یه نگاهی به من بنداز .چقدر شبیه قبلمم ؟ کمی بلند تر شدم . انقده که دیگه لازم نیست سرم و بیارم بالا و به زور نگاه کنم . صاف کنج خیابون وا می ستم و به همه دنیا می خندم . هی رفیق انگار باور نداری .چرا نیگا به کفشام می کنی ؟ اونا همون قدیمیان یه کمی کهنه تر شدن . انقدر که با تو را اومدن . موهام ؟ نه جدی تر بگیر این موهام نیستن که رشد کردن . من جدی جدی اومدم بالا . زیر حجم آب سرد سنگینی که می خواستی خفه ام کنی گردن کشیدم و حالام اینجام . کنج چهار را واستادم .از دور دورام که رد شی مجبوری هی سر بچرخونی ...اره قسمتی از روحت اینجا جا مونده . نه نه نه بر نگرد من قمار باز بهتریم . شرط می بندم که هنوز گیجی و باورت نمیشه .دستت و آروم بذار رو قلبت.ترسیدی؟! ها ها ها نگو که مسیر و دویدی . نگو که سر چهار راه پر از دوده .نگو که اعتراف کشیدن ازتم برام ساده نیست . فقط عینکت و ور دار و خوب نیگا کن . آره بدون عینک ! الان گمونم بهتر ببینی . عینکا آدم و گول می زنن . گاهی چیزا رو بزرگتر از اونی که هستن گاهی کوچیکتر می کنن .هنوز باور نکردی ؟ نشونه ها ؟ نگو که نشونه ها رو نمی بینی . سر چهار راه یه کتابفروشی زرد ه . برو توش و دستت به اولین کتابی که رسید ورش دار.همه شون و من نوشتم .هزار تا کتاب که خودم نوشتم . هزار تا نسخه از اولین و اخرین کتابم . برو و بخونش . اون همون روح تو ِ . به صداهاش خوب گوش کن . گاهی می خنده . گاهی گریه می کنه . گاهی تو اوج سکوت فرو می ره . این جدی ترین و تنها ترین چیزی ِ که نوشتم . اونو که دیدی ایمان میاری به ... من سر چهار را منتظرم که رفتنت و ببینم وقتی داری رو نوک پاهات می رقصی. می خوام برا آخرین بار ببینمت . من تنها نیستم . افق کنارمه . دستها تو خیابونا دارند وول می خورن و پاها از عمق میان بیرون . و من سرم بالاتر از بلنتدترین ساختمون شهر داره سرک می کشه . یکی سر اونیکی چهار راه داره داد می زنه . هوررا مرلی منسون ...هورا جیمز ...یکی داره زلف بر باد زدش و دست به سر می کنه . یکی توی ماشین لباسشویی خونش گیر کرده و دور خودش می چرخه . یکیِ که از خوابیدن تو تخت خوابای فنری دست ور نمی داره . من روحمم آرومه و داره یه ترانه شرقی می خونه تنهایی و فک می کنه امروز روز اول پیدایش ماهاست.
دست از سر ماشین تحریرت بردار الان سال 1402