تبليغاتX
AMUSED TO DEATH - for May 27, 2008



به خودم می گویم تمام شد ، دیگر دنیا دوستم ندارد

و هیچ وقت به خاطر نخواهم آورد
چه شد
این منم
با کوله باری که دوستش دارم
تو از نردبان بالا می روی
و من
کهکشان در راه را می خواهم

و پوست می اندازد
گره

ساده تر از اینها
عاشق شده ایم

بار بعدی که عاشقم شدی
یادم می ماند
نردبان ت فقط یک ستون دارد
و
کهکشان من هزار راه
و من
دیگر دوستت ندارم
که دیواره های کهکشانم
لخته های خونی است
که هیچ نوزادی را
پناه نمی دهد.


بی خوابی شبانه ای دیگر
برای سارا
( نیمی برای نیمکت ها
نیمی برای فنجان های خالی
رویهم
چهارده سال )

و حالا طول موج ها ما را به تمسخر می گیرند !

--ahsi

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:49 توسط ایشا